تبلیغات
.......................................... جوانان گوجه ای مدل57 - .......................................... جوانان گوجه ای مدل57 - مطالب خرداد 1391
.......................................... جوانان گوجه ای مدل57 اللهمصلعلیفاطمةوابیهاوبعلهاوبنیهاوسرالمستودعفیهابعددمااحاطبهعلمک
یورو پشت یورو به قلم بنده
 بسم الله بحق موسی بن جعفر (ع)                                                             

                                                                                                                                                                                                                                                        

 پایان یورو ؛ یورو به ته خط رسید ؛ الفآتحة ؛
 تیتر اول خبرچین های سرویس های خبری همه جا از چین گرفته تا ماچین باورت میشه؟!

باورم می شود ؛ چون فریادهای پسرک شش ساله یا شف چنگوی سی و شش ساله آن هم از یک گل سانتی تو بخوان شانسی نمی تواند حریف فریادهای هل من ناصر ینصرنی بابا و ننه پسرک مو طلا بشود .

باورم می شود ؛ وقتی به جای شنیدن قوقولی قوقوی خروس ها ، ملودی خُرناس کشیدن موسیوی سی بی لوی فرانسوی را از روی سکوهای یورو 2012 می شنوم ؛ شاید از رژه رفتن و شعار دادن در شانزه لیزه خسته شده شاید هم از لنده های حاج خانمش بابت نبود دو زار یورو در جیب مبارکش به تنگ آمده به هر حال داغون بود .

باورم می شود ؛ وقتی ماتادورها چرت زدن در کف خیابان را به لم دادن روی سکوهای گرم و نرم ورزشگاه ترجیح می دهند.

باور کن باورم می شود ناله های شب اول قبر یورو شنیدنی خواهد بود چیزی نمانده  در تشییع جنازه اش بزن و بکوب راه بیفته ، نفس های آخرش هست حتی دیگر جام یورو هم نمی تواند فاجعه ی یورو را پنهان کند.

  اصلا یوروی 2012 هم یوروی همیشگی نیست ، انگار یورو هم با کمبود یورو مواجه شده ، کم مونده پلاتین های پلاتینی هم زنگ بزند باور کن میشل هم پیر شده این بحران همه را پیر کرده مثِّ بکن باور مثِّ بلاتر حتی مثل فردوسی پور خودمان نمی دانم شاید از حسرت لژیونر شدن باشد ولی دیگه دل و دماغ همیشگی را ندارد کم کم نود هم باید برود چون بدون عادل صفا ندارد دیگر خبری از خواهر زاده پسرعمه باجناق رونالدو نیست حتی پنیر گزارشش هم کم شده کش دار نیست ؛ یادش بخیر قدیم ندیما زمانی که توپی گل می شد و از ته حنجره اش واژه ی گل را بیرون می انداخت ، آنقدر گافِ گل را می کشید که یادش می رفت لام گل را بگوید ... و این یکی از بامزه ترین گاف های کلکسیون صدا و سیما می باشد یادش بخیر
البته جای تشکر دارد از اکابر و کلفتین صدا و سیما این رسانه ملی که هنوز ما سیمای این نوع گل پریاب را در این آیینه جادو مشاهده نکردیم و مستفیض نشدیم به قول موسیوی سی بی لوی فرانسوی ؛ مرسی

  این شب ها بازی های یورو شده خیرات هر شب جمهوری اسلامی نمی دانم به نرخ تومان حساب کردند یا ریال ولی حتما به یورو نبوده آخر جلوی خر هم بندازی رخ  برمی گرداند شاید اخی هم کند ...  رویش و پشتش . انگلا مرکل را که نگو ، بدجوری کفری شده شخصا به دنبال کرمِ افتادهِ به جانِ یورو می گردد از این بلاد به اون بلاد ؛ حالا این ضعیفه ژرمنی چه ربطی به این کرم دارد نمی دانم شاید اگر کرم قصه ی ما برعکس روی مرکل بنشیند معادله حل شود ؛
 " آب در کوزه و ما گرد جهان می گردیم "

   خلاصه خرتوخریه بیا ببین ، البت این یورو با آن یورو فرقی نمی کند ؛ یورو یورو است جفتش بازی مقامات عالیست ؛ نکبت پشت نکبت ؛ یورو پشت یورو ؛ پشت صحنه این خیمه شب بازی کیست ؟! این شما واین برنامه این شب ها جام چهاردهم به نیت چهارده جام مقدس یورو ( شکراً لله ) با اجرای جاودانی  رضا جاودانی و همراهی اساتید خبره و کارشناسان زبده با مدرک دکتری فوتبال شناسی یه وقت از دست ندی از بعد از نماز شام و عشا تا قبل از نماز شب و نیایش با خدا ملتمسانه التماس دعا
نقطه والسلام 


آبرو کیلو چنده ؟ به قلم بنده
یا هو

هزاران آفرین بر این جوانان غیور بر وزن فکور که در این بازار متورم می فروشند ارزان مندیشه های برگرفته از مکتب حضرت عظمی تارزان در دکانی به نام براندازان به گفته ی جناب چرک نویسان .
چه گویم از این دوستان که حتی بعد از گفته ی نائب آقای جهان که فدایش این سر و جان ترمیم ندادند افکارشان را حداقل در فضای مجازیشان (بیانات حضرت آقا در حرم رضوی 91 پیرامون رسانه الکترونیکی)   و حتی در بعضی موارد تندتر شده مواضعشان و کم رنگ تر شده اصول اخلاقیشان .
اساتید محترم معادلات ضمن عرض احترام با مرام بچه های لات در اینجا بنده استفاده می کنم از واژه ی فرنگی کات مؤدبانه ی شات که البته فقط هست در قاب نقد برای دادن پاره ای از تذکرات پس لطفا نزنین قات .
رفقا از آنجا که آقای جان در نطق اخیرشان هم در جمع نمایندگان اشاره کردند به حفظ آبروی افراد در محیط عام این بنده ی گم نام به این فکر فرو رفتم که واژه ی آبرو از آنجا به کار برده می شود که اتهام بر شخص خاص رواست پس گرفتن انگشت اتهام سوی آقا یا خانم خاص در بین عوام الناس ، موجب هتک حرمت می گردد و خارج از عدالت است که بی شک در این زمینه التفات کامل را دارید و حتما بهتر از حقیر می دانید اگر این اتهام ناروا باشد تهمت است که صد البته بدتر است .
پس حضرات فعال لطف کنند کارنامه ی گذشته ی خود را کمی وارسی کنند و دروس مشروطه را با دادن امتحان مجدد و با گفتن یک یا علی مدد پاس کنند که انشاالله و حتما با حمایت حزب الله در این عرصه پیروز گردند تا خدایی نکرده دست یسارشان مورد عنایت حق تعالی قرار نگیرد نقطه والسلام





خودمونی " امروز نیزه ها برافراشته شده است ؛ علی علی است حتی اگر قرآن عدالت باشد ."





(نکته حضرت آقا در خصوص بیانات نماینده انجمن اسلامی دانشگاه شیراز)

«در بیانات نماینده‏ى انجمنهاى اسلامى دانشگاه شیراز هم حرفهاى خیلى خوبى گفته شد كه اینها حرفهاى دل ماست. اینجا هم من این بیان را یك پرداختى بكنم: ببینید، شما میگوئید كه ما شعار عدالت میدهیم؛ دانشجو را میگیرند، اما آن كسى را كه به عدالت صدمه زده، نمیگیرند. قوه‏ى قضائیه چنین، یا دستگاه مسئول چنان. خوب، اینجا شما باید زرنگى كنید؛ یك لحظه از درخواست و مطالبه‏ى عدالت كوتاهى نكنید؛ این شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همین است كه عدالت را بخواهد. پشتوانه‏ى این فكر هم با همه‏ى وجود، خودم هستم و امروز بحمداللَّه نظام هست. البته تخلفاتى هم ممكن است انجام بگیرد؛ شما زرنگى‏تان این باشد: گفتمان عدالت خواهى را فریاد كنید؛ اما انتقاد شخصى و مصداق‏سازى نكنید. وقتى شما روى یك مصداق تكیه میكنید، اولاً احتمال دارد اشتباه كرده باشید؛ من مى‏بینم دیگر. من مواردى را مشاهده میكنم - نه در دانشگاه، در گروه‏هاى اجتماعى گوناگون - كه روى یك مصداق خاصى تكیه میكنند؛ یا به‏عنوان فساد، یا به عنوان كجروى سیاسى، یا به‏عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلاً اتفاقاً از جریان اطلاع دارم و مى‏بینم اینجورى نیست و آن كسى كه این حرف را زده، از قضیه اطلاع نداشته است. بنابراین وقتى شما روى شخص و مصداق تكیه میكنید، هم احتمال اشتباه هست، هم وسیله‏اى به دست میدهید براى اینكه آن زرنگ قانوندانِ قانون شكن - كه من گفته‏ام قانوندانهاى قانون شكن خطرناكند - بتواند علیه شما استفاده كند. شما از دادستان چه گله‏اى میتوانید بكنید؟ اگر یك نفرى به‏عنوان مفترى یك شخصى را معرفى كند و بگوید آقا او این افتراء را به من زده. خوب، شأن آن قاضى این نیست كه برود دنبال ماهیت قضیه. اگر این افتراء گفته شده باشد، زده شده باشد، ماده‏ى قانونى آن قاضى را ملزم به انجام یك كارى میكند؛ لذا نمیتوانیم از او گله كنیم. شما زرنگى كنید، شما اسم نیاورید، شما روى مصداق تكیه نكنید؛ شما پرچم را بلند كنید. وقتى پرچم را بلند كردید، آن كسى كه مجرى است، آن كسى كه در محیط اجراء میخواهد كار انجام دهد، همه حساب كار خودشان را میكنند. آن كسى هم كه فریاد مربوط به محتواى این پرچم را بلند كرده، احساس دلگرمى میكند و كار پیش خواهد رفت. بنابراین به نظر من مشكلى در كار شما نیست؛ شما جوانهاى مؤمنى هستید كه انتظار هم از شما همین است. هر شعار خوبى كه داده میشود، بعد از اتكال به خداى بزرگ كه همه‏ى دلها و زبانها و اراده‏ها دست اوست، تكیه به شما جوانهاست، امید به شما جوانهاست؛ این را بدانید. بالاخره همشهرى شما كه از او شعر هم خواندید، میگوید:

وفا كنیم و ملامت كشیم و خوش باشیم‏

كه در طریقت ما كافرى است رنجیدن‏ »

بی شرف ! به قلم بنده
بسم الله الرحمن الرحیم


قال جبرئیل (ع)

       شرف مؤمن نماز شب اوست و عزتش خودداری از ریختن آبروی مردم است



باتشکر از محمد بن علی بن بابویه قمی ، من لا یحضره الفقیه ، ج 1 ، ص 471
من فک می کنم ... به قلم بنده
یاالله بحق روح الله

بعضیا فک می کنن فقط اونا باید نظربدن

بعضیا فک می کنن که خیلی فکرشون کار میکنه

بعضیا فک می کنن فقط اونا بلدن فَک بزنن یا طرح بدن

بعضیا فک می کنن  حتما  باید نظر بدن تا خودشون اثبات کنن

بعضیا فک می کنن که چیکار کنن که مورد تعریف و تمجید دیگرون قرار بگیرن

بعضیا فک می کنن با چن تا عکس که زدن ای بر و اوبر شدن فلانی یا مثلا شهید آوینی

بعضیا فک می کنن اگه چن نفر بهشون احترام می زارن یا چن نفر دورشون گرفتن دیگه تمومه

بعضیا فک می کنن چون یه روزی یه کاری برای به نفر یا چن نفر کردن حالا مجوز دارن هر کاری که دوس دارن بکنن بعدم بزارن پای تجربه ، سن ، علم ، صلاح و مصلحت 

بعضیا فک می کنن که چی جوری بنویسن یاچه جوری رفتار کنن تا بابقیه فرق کنن از جمله خودم

بعضیا فک می کنن به خاطر چن کلاس سواد یا چن تا کتاب که خوندن عالم دهر شدن

بعضیا فک می کنن که چیکار کنن که تعریف و تمجید دیگرون را باور نکنن

بعضیا فک می کنن که یه جوری رفتار کنن که اصلا کاری نکردن

بعضیا فک می کنن که حق دارن در مورد دیگرون فکر کنن

بعضیا فک می کنن با فکر نکردن به جایی می رسن

بعضیا فک می کنن فک نمی کنن و مطمئنن

بعضیا فک می کنن ...


البته بعضیا هم زیادی فک می کنن و فک می کنن دارن فک می کنن در حالی که چون نمی تونن به چیزای به درد بخور فک کنن مجبورا به این چیزا فک کنن که بعد بگن ما هم فک کردیم

خرده شیشه به قلم بنده
یافاطر بحق فاطمه (س)

  پیرزن دلشوره داشت بدجوری بی تابی می کرد بی قرار بود شاید از خانواده شهدا بود مثلا مادر شهید بود ولی شاید هم نبود
 هوا یکدست مشکی بود نماز جماعت قضا شده بود و من تازه در حال شستن دستام با آب و صابون بودم و هنوز بی وضو بودم
  پیرزن هنوز در می زد ، در یک ساختمان نیمه کاره را می زد ساختمان درون مسجد بود فکرکنم هنوز نمازش را نخوانده بود و هنوز اضطراب داشت این پا اون پا می کرد شاید درد پا امانش را بریده بود انگار به دنبال کسی می گشت هنوز در می زد،و هنوز نگران بود وبالاخره هنوز هنوزها تمام نشده بود که جلو رفتم سلام کردم با اشتیاق فراوان جواب داد و شروع کرد مادر جون خدا خیرت بده الهی قربونت برم دورت بگردم خیراز جوونیت ببینی گفتم چیه مادر چی شده ؟ گفت عزیز دلم قربونت بشم ایشاالله که خیر ببینی مادر این پسرجوونی که تو این ساختمون کار می کرد ندیدی ؟ اسمش ناصر ، افغانی هست پسر خیلی خوبیه تو همین ساختمون کار می کنه مادر ندیدیش؟ گفتم الان که ... گفت نه همین جا می خوابه . گفتم پس یه لحظه صبرکنین تا یه سؤالی کنم رفتم و برگشتم گفتم مادر مثل اینکه خبری ازش نیست حالا مگه چیکارش دارین ؟ اصلا کارتون چیه شاید بتونم کمک کنم ؟ گفت نه مادر کار تو نیست گفتم حالا بگین شاید بشه کاری کرد گفت هیچی چاه توالتمون گرفته نمیدونم چه کار کنم ...
      
       اصلا به روی خودم نیاوردم که ازش چی خواستم  تو دلم کلی بهونه ی جورواجور آوردم شایدم یه جورایی داشتم سر کچل وجدان شیره می مالیدم شایدم به خاطر اینکه بلد نبودم  ، رودربایستی که نداریم مهم هست باید بلد باشی  ، اصلا راستش بخواین قرار داشتم یعنی قرار بود برم یه جلسه ی مهم فرهنگی خداییش نه به خاطر اعتبار بود نه به خاطر ادای تکلیف در طول رضایت خدا بود بدون هیچ منیّتی ( آورین ) اصلا به قول آقا " مؤمن باید لحظه شناس باشد " پس منم نمی تونم همچین جلسه مهم فرهنگی ول کنم برم چاه یک توالت فرنگی درست کنم اونم وقتی اصلا دوره ای در این رابطه نگذروندم و تجربه ای ندارم توانایی من بیشتر از این حرفاست حیف این استعداد خدادادی نیست که این جوری خرج بشه اشتباه نشه بحث بنده شأن نیست بلکه استفاده صحیح از فیوضات الهی است و این استعداد وَر رفتن با فضولات انسانی را باتوجه به اینکه بنده ندارم خارج از تکلیف می دانم )

  پس دستی به ریش خود همراه با یک نفس طولانی کشیدم و گفتم مادر گفتی اسم پسره چی بود ؟


شـــــــــــ به خاطر حال بیماران لطفا سکوت کنید! به قلم بنده
 حسبنا الله و نعم الوکیل                                                   

 

سکوت زیباست چونان که در ذهن هیچکس حتی به واقع ، طرحی از من نقش نمی بندد که من این هستم یا آن

قرمز هستم یا آبی

به دنبال زندگی عالی یا آلی

دلاری یا ریالی

بیننده مسابقات رالی یا بچه های گشنه ی مالی

عاشق بازیگران سوپراستار یا فروشنده های هایپراستار

از علاقه مندان به سینمای هالیوود یا شرکت کنندگان در جشنواره مانکن های خیابانی برای کسب عنوان عجب .... بود

از شاکیان گرانی محصولات ریکا یا رزمنده های " جمهوری اسلامی آمریکا " (تضمین از میلاد)

از فدائیان جناب قزمیت مخترع پارازیت کامبیز حسنی یا از امضابگیران مهمون های مهماندارکارائیب فرزاد حسنی ( حالا همه با هم ، حسنی نگو یه دسته گل ، ابرو کمون خوشکِلُ .... )

از قماش اخراجی ها یا در حسرت جدایی ها

از عدالت خواهان افراطی یا برندازان نظام الواطی

از منتقدین برنامه ی هفت یا جیره خواران بشکه های نفت

ازطرفدارن آخوندهای انگلیسی یا مشتریان شبکه BBC

از بچه های بالا یا آدمای پپسی کولا

ازاعضای حزب روده یا کمونیست های کم گنده

از متحرکین جنسی یا مطهّرین راسّی مخالفان راستی

از چاپلوسان ولایتی یا مبارزان اینترنتی

از فارغ التحصیلان هوافضای پیام نور یا غاصبان بی کفن یک دانگ گور

ــ بگم نه بگم

ــ بگو جانم بگو

ــ جانت بی بلا ! چشـــــم می گم

از دوستان منحرف ریاست قبلی* یا شاگردان فعلی موسیو غلی شایدهم قلی

از دانشجویان قوره الورود کوفته یا اعضای فعال جنبش مشروطه

از بازندگان میلیونی نیمه شبهای نود یا محتاجین حاجی نشده ی نیاز به رفد (کمک ، یاری)

از دلاوران هنرمند رئیسعلی یا جنگ جویان فرهنگ برهنگی غلام علی  

از فاسدین گمنام یا ساکتین فراتر ازعوام

از  ...  یا  ...


به هرحال باید ، باید خدا را به وکالت خرید وسکوت کرد ، باید به وظیفه شأنی عمل کرد ، و باز سکوت کرد

و ما نیز باید ، باید به خاطر حال بیماران سکوت کنیم

                                                                                                                  


* # با ریاست فعلی
  
                                                                                               
آمار
تعداد کل مطالب ارسالی
تعدادکل نویسندگان
تاریخ آخرین بروزرسانی
تعداد بازدید امروز از وبلاگ
تعداد بازدید دیروز از وبلاگ
تعداد بازدید ماه قبل
تعداد بازدید کل از وبلاگ
تاریخ آخرین بازید از وبلاگ
خشاب
SusaWebTools