تبلیغات
.......................................... جوانان گوجه ای مدل57 - .......................................... جوانان گوجه ای مدل57 - صندلی اتوبوس فکسنی
.......................................... جوانان گوجه ای مدل57 اللهمصلعلیفاطمةوابیهاوبعلهاوبنیهاوسرالمستودعفیهابعددمااحاطبهعلمک
صندلی اتوبوس فکسنی به قلم بنده
درود خدا بر علی اکبر حسین (ع)



حال می کنم همینجوری یه ضرب بنویسم برم جلو ، هر چی شد شد (به خدا)

به هر دلیلی حال نمی کردم  به خاطر چن تا پیرمرد لب گور مفنگی تو اون اتوبوس فکسنی پاشم وایسم تو بزار پای عدم تسلط بر نفس من که ازش چیزی نمی فهمم ولی تو بزار پای این .

سر ظهر گرما سرم کرده بودم تو شیشه ی کثیف اتوبوس فکسنی و خودمم زده بودم به کوچه علی چپ انگار نه انگار که میانگین سن افراد حاضر در اتوبوس ، نجومی در حال بالا رفتن بود که البت این پاراگراف بی ربط به عدالت اجتماعی نیست ؛ به گزارش ناکجاآباد ، رشد فزاینده موهای سفید کنایه از پرچم سفید دوستی است به لشکر توهم زده ی تورم .

شانس که ندارم از بس که خدا دوسم می داره معلم دینی کلاس چندم راهنماییم قدم رنجه نمودند بر تخم چشم کور شده ی ما در همان اتوبوس فکسنی ؛ البته از انجا که بنده از خواندن توبه نامه ی مهدی سهیلی در کتاب لحظه ها و صحنه ها به وجد آمده بودم و بسیار بسیار متاثر شده بودم از عمل چند دقیقه قبل حضرت حاضر (خودم) ؛ مصمم شده بودم که کتاب شاعر معاصر را ببندم و پس از آن موهای پاستوریزه ی سر شخصی خود را از شیشه خی لی کثیف حامل عمومی بردارم و با رمز لعنت به شر شیطان رجیم و با الگو گرفتن از خدای رحیم در یک عملیات خیلی وخیم جای خود را به هر کسی اعم از حرام یا حلال لقمه ای دو دستی تقدیم بنمایم که این اقدام بنده همزمان شد با تشریف فرمایی جناب شجاعی جانباز شیمیایی...


                          دیری دیری دید دی ( ادامه داستان در قسمت بعد )




آمار
تعداد کل مطالب ارسالی
تعدادکل نویسندگان
تاریخ آخرین بروزرسانی
تعداد بازدید امروز از وبلاگ
تعداد بازدید دیروز از وبلاگ
تعداد بازدید ماه قبل
تعداد بازدید کل از وبلاگ
تاریخ آخرین بازید از وبلاگ
خشاب
SusaWebTools